دندون دندونی
٥ شنبه 7 مهر ساعت 8:30 بود از بیرون اومدیم برای پدرام سرلاک درست کردم.شروع کردم به غذا دادن که احساس کردم قاشق به چیزی خورد .دفعه دوم و سوم دقت کردم صدای شیرین خوردن قاشق و دندان پدرام احساس کردم....
وای نمی دونید چه حالی داشتم ..کلی ذوق کردم.یه نیم دندون کوچولو در پایین سمت چپ
اینقدر بوسش کردم که نگووو...........
مامان فدات شه کوچولوی من ...مبارکت باشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دندون دندونی
