پدرامپدرام، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

پدرام - لبخند زندگی

واکسن پسرم

1391/6/21 9:29
نویسنده : الهام
445 بازدید
اشتراک گذاری

پسرم و چهارشنبه 15 شهریور بردم واسه واکسن 1.5 سالگی -واقعا نمی دونم به کی بد و بیراه بگم.به کسی که واکسن و زد یا اینایی که معلوم نیست چه واکسنایی به بچه های ما می زنن.پدرام که کلی گریه کرد ولی دیگه شب تب کرد.پنج شنبه صبح هم که بیدار شد دیگه پاشو مخصوصا پای چپ رو حرکت نداد.خیلی سخته ببینی جوجه شیطونت با ناله یک جا خوابیده.جمعه هم باز پدرام از جاش بلند نشد و دائما تبش بالا  می رفت.مشکل این بود که استامینوفن هم درست نمی خورد.من و بابا رضا جمعه شب بیدار بودیم چون تب پسرمون به 40.5 هم رسید.شنبه صبح که بیدار شد کمی تبش پایین اومده بود و با درد راه رفت .خدا رو شکر که بازم راه رفتن تو پسر قشنگم و دیدم.هورا

یکشنبه مامان ناهید اومد پیشت که نری مهد و خونه بمونی .پسرم این چند روزه خیلی ضعیف شدی و من پشیمونم که چرا بردمت واکسن بزنی.افسوس

دوشنبه بردمت مهد .15 دقیقه طول کشید تا بتونم ترو ترک کنم .آخرش هم باز گریه کردی و من تنهات گذاشتم.گریه

واقعا از دست خودم شاکی ام.خدا رو شکر که دیشب و خوب خوابیدی و امروز هم با لبخند بیدار شدی و تو مهد هم با خوشحالی رفتی بقل مربی و به تمام کابوسهای من پایان دادی.قلب

خیلی دوست دارم پسرم قشنگ ،عاشقانه می بوسمت و خدا رو شاکرم به خاطر زیباترین نعمتی که  به من داده.ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

نسرين
31 شهریور 91 18:21
ي جانم الهام جون ميدونم چي ميگي و چي كشيدي خدا رو شكر كه خوب شد پسرمون بوس
مروارید
4 مهر 91 10:09
اخی عزیزم بوسسسسسسسسسسسسس