واکسن پسرم
پسرم و چهارشنبه 15 شهریور بردم واسه واکسن 1.5 سالگی -واقعا نمی دونم به کی بد و بیراه بگم.به کسی که واکسن و زد یا اینایی که معلوم نیست چه واکسنایی به بچه های ما می زنن.پدرام که کلی گریه کرد ولی دیگه شب تب کرد.پنج شنبه صبح هم که بیدار شد دیگه پاشو مخصوصا پای چپ رو حرکت نداد.خیلی سخته ببینی جوجه شیطونت با ناله یک جا خوابیده.جمعه هم باز پدرام از جاش بلند نشد و دائما تبش بالا می رفت.مشکل این بود که استامینوفن هم درست نمی خورد.من و بابا رضا جمعه شب بیدار بودیم چون تب پسرمون به 40.5 هم رسید.شنبه صبح که بیدار شد کمی تبش پایین اومده بود و با درد راه رفت .خدا رو شکر که بازم راه رفتن تو پسر قشنگم و دیدم.
یکشنبه مامان ناهید اومد پیشت که نری مهد و خونه بمونی .پسرم این چند روزه خیلی ضعیف شدی و من پشیمونم که چرا بردمت واکسن بزنی.
دوشنبه بردمت مهد .15 دقیقه طول کشید تا بتونم ترو ترک کنم .آخرش هم باز گریه کردی و من تنهات گذاشتم.
واقعا از دست خودم شاکی ام.خدا رو شکر که دیشب و خوب خوابیدی و امروز هم با لبخند بیدار شدی و تو مهد هم با خوشحالی رفتی بقل مربی و به تمام کابوسهای من پایان دادی.
خیلی دوست دارم پسرم قشنگ ،عاشقانه می بوسمت و خدا رو شاکرم به خاطر زیباترین نعمتی که به من داده.


واکسن پسرم
